پ نه پ تصویری

چطوری عید بیاد ماندنی داشته باشیم؟؟؟

راه و روش ماندگاری خاطرات عید نوروز تووو این تاپیک هست... کلا" فک و فامیل رو غافلگیر کنین 

کاملا" خوداموزه... نیاز به حل تمرین هم نداره 


1. 5 دقیقه بعد لحظه تحویل سال، سریع خودتونو به خونه یه فامیل برسونید... کلا" عیدو زهرمارشون کنین
اره ، این کارتون خاطره ای میشه که تا عمر دادن یادشون بمونه 


2. وقتی میرید خونه کسی، حتما" حتما" قبلش دوتا سیر و پیاز بنداز بالا! 
رو بوسی فراموش نشه...اگه عادت طرف دوتا بود، شما سه بار ببوسش... اگه عادتش سه تا بود، 
شما خیطش کن و دوتا ببوس... یه باد گلو هم نثارش کن 


واقعا" به شما افتخار میکنم که داری راه رو روش این تاپیک رو میخونی... چقده هم ذوق زده شدی!



3. وقتی برا عید دیدن رفتی، موقع برداشتن شیرینی فقط نخودی بردار{همون کلوچه آردی}
دو تا بنداز دهنت، در گوش صاحب خونه یه جک پ ن پ هم تعریف کن!
میبنی که گوش طرف سفید شده... کلا" حال میده 

یه حاله از ابر سفید در گوشش جمع میشه که نگو و نپرس




4.وقتی هم نقل و نبات برداشتی، فقط از اون سفتا بردار... با چایی بخور، اخر نقل رو بنداز ته استکان!
اینجوری هم زن خونه شونو گریه میندازی، هم نفر بعدی که با استکان شما چایی میخوره دیگه نیاز به قند نداره!
طبیعی شیرین میشه 

اره دیگه... این از عجایب عیده، چایی خود به خود شیرینه 




5. وقتی رفتی خونه فامیلتون، اونا هم مشغول تماشا فیلم هستن:
تا ته فیلم خونه شون بمون...
همش بپرس: این کیه؟! اون کیه؟!... اون چرا اینجوری میگه؟! و...
کلا" دیونه شون کن

وسطای فیلم هم، اخر فیلم رو پیش بینی کن و با صدای بلند بگو که اون چیکار میکنه و نمیکنه...
اره، عیده دیگه... باید یه جوری خاطره بیاد ماندنی بجا گذاشت...

6. اگه بچه همراتونه:
بچه خودش باید بزرگ بشه {کتاب خودت صفحه 100}
یعنی چی هی بهش بگی نکن و بکن...
بچه تو ازاد بزار...
بزار کل خونه شونو به هم بریزه...
اگه یه جیش هم رو مبلاشون کرد، که نور علی نوره
بزار خورده شیرینی پر خونه شون کنه...

بچه خودش باید بزرگ شه...



7. این یکی یه خورده تخصصیه:
به طرف بگو: راستی سال گذشته قضیه شما و فلانی که سر اون موضوع بود...انگار میخاد امسال بیاد خونه تون!

اقا این جمله عین فشنگ اول جنگ جهانی یه هیجانی به پا میکنه که نگووووووووووو....
بازار یاد اوری حوادث تلخ پارسال رو داغ کن... کلا" عید رو ازیادشون ببر!



8. کی گفته عید دیدنی باید 5 دقیقه باشه؟!
یه سه ساعتی بشین... اصل کار خوردن یه نهار یا شام اونم تووو عیده!
بشین ... بشین... یه نهاری بخور و بعد برو...
وقتی هم که غذا اوردن، گیر به وسایل پذیراییشون بده که چرا اینقده قدیمین؟! چرا ست نیستن و...!
اینجوری ته حالگیری رو بجا اوردی



9 . وقتی افراد خونواده شونو دیدی:
اگه لاغر شده بود: بگو چرا اینقده از بین رفتی؟! چرا اینقده نحیف شدی؟!
اگهچاق شده بود: بگو چرا اینقده تپل شدی؟! سکته میکنی هاااااااا...
اگه بی تغییر مونده بود: بگو، واویلا... داری از بین میری!.. چقده پیر شدی!


نکته ها:
هیچ لاغری از لاغرتر شدن خوشش نمیاد
هیچ چاقی از چاقتر شدن خوشش نمیاد
هیچ ادمی هم از پیر شدن خوشش نمیاد
اره، باید انگشتتو بزاری رو نقطه ضعف طرف 


10. رفتی خونه یکی... گوشی باید همرات باشه!
کی گفته باید رو سایلنت باشه؟!... اتفاقا" بزار رو ته صدا، اهنگ پت و مت رو بزار رو گوشیت!
هروقت هم بهت زنگ زدن:
گوشی رو بردار... الووووووو {توجه، با صدای بلند الو بگو تا همه حضار ساکت بشن و گوش به حرفای شما بدن}
تا اونجا که میتونی حرف بزن... بلند بلند... بیخیال حضار .... عشق خودتی و خودت 

میدونید اگه پسر ها به دختر ها توجه نکنند چی میشه؟؟؟؟ / عکس

اعترافات جالب مردم

 

اعتراف می کنم که تا کلاس پنجم دبستان فکر می کردم وقتی می گن یه کاروان داره مشهد حتماً منظور از کاروان سفر با شتره !

اعتراف می کنم یه با زنگ زدم ۷۰۰ اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم : سلام منزل آقای ایرانسل ؟

اعتراف می کنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد !

اعتراف می کنم که دوران بچگی به استقلال میگفتم استفراغ ! همچنین اعتراف میکنم که بچگی از صدای جارو برقی و آبمیوه گیری فرار میکردم تو حیاط !

اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام ، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم ، چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد !
اعتراف می کنم وقتی کلاس ۵ بودم و شب ها توی خودم جیش می کردم ، از خواب بلند می شدم و شلوارم رو اتو میکشیدم و تشکم رو برعکس می نداختم که کسی نفهمه من جیش کردم !

اعتراف میکنم چند سال پیش با یکی از دوستام (البته زیاد هم صمیمی نبودیم) سوار تاکسی بودیم..وسطای راه که رسیدیم دوستم دستشو کرد تو جیبش که کرایه رو حساب کنه…منم با داد و فریاد دستشو گرفتم و گفتم:
نه…سعید..عمرا اگه بزارم حساب کنی…اصلا..به هیچ وجه…..از دستت ناراحت میشم..!!! تو پیاده شو من کرایتو حساب میکنم.. و از این حرفا که یهو دوستم گفت:
نوکرتم..دستمو شکوندی..بابا…یه دقیقه صبر کن…..میخوام گوشیمو از جیبم دربیارم……

اعتراف می کنم چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم ! و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باقچه و سیگار خاموش موند تو دستم !

اعتراف می کنم کوچیک که بودم تو سالن خونمون وقتی کسی نبود عینهو دیوونه ها شروع می کردم به رقصیدن ! بعد یهویی یادم میو مد که خدا داره نگاه می کنه ! خجالت می کشیدم می رفتم یه گوشه می نشستم !
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم سر درس ” ص ” وقتی داشتم مشقاشو مینوشتم به ذهنم رسید ما تو زبان عامیانه میگیم بارون اما کتابیش میشه باران پس صابون هم لابد صابانِ اصلش ! از این نبوغ خودم خرکیف شدم همه مشقامو نوشتم صابان ! فرداش معلممون به شدت نبوغمو برد زیر سوال !

اعتراف می کنم سر کلاس شیمی معدنی نشسته بودم که یکی ازدخترای همکلاسیم که خیلی خشکل بود ازم سوال کرد که چرا خواص سیلیس مثل کربن میمونه منم که محو چهرش شده بودم گفتم آخه تو جدول تناسلی هم گروه هستن گفت چییی گفتم عذر میخوام تو جدول تناسبی هم گروه هستن
اینو گفتم عین فشنگ درفتم تا یک ماه بعد دخترا که میدیدنم میخندیدنو میرفتن

اعتراف می کنم سوم دبیرستان بودم امتحان شیمی داشتم نخونده بودم بعد از امتحان تو شلوغی برگمو گذاشتم تو کیفم هفته ی بعد دبیرمون کلی معذرت خواست گفت برگه ی شمارو گم کردم پیدا میکنم میارم !

اعتراف می کنم چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ف بهش اس ام اس ( ! ) زدم گوشیت جا گذاشتی !

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن !

اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم ! کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد !

اعتراف می کنم دوران راهنمایی روز معلم بود ، همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم ! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ ، ۵ نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم .

اعتراف می کنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم ، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم .

اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که واسه روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان ؟ ۲۰ ساله ؟ نام پدر. . . هستید ؟ دیروز واکسن سرخک-سرخجه زدید ؟ با تعجب گفت بله ! منم گفتم اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا ۷۲ ساعت دیگه باعث بروز علایمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی !طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعد با آمبولانس بردنش بیمارستان هنوزم عذاب وجدان دارم !

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ! ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام : امروز کی اومد ؟ کی رفت ؟ به کودوم وسیله ها دست زد ؟بیشترم به دریچه کولر شک داشتم !

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم ، میرفتم لباسمو عوض میکردم ، یه لباس خشگلو شیک میپوشیدم ، که وقتی تو تو دوربین نگاه میکنن ، منو ببینن عاشقم بشن !

پ نه پ

کلاغ اولی : غار
کلاغ دومی : غار ؟؟؟
کلاغ اولی : په نه په هتل ۵ ستاره!

به مادرم میگم: یه دختر دیدم خوب، پاک، نجیب، سر به راه، تحصیل کرده… میگه: میخواى بریم خواستگاریش؟
میگم: پ ن پ گفتم دلت بسوزه.

سر جلسه به بغلـدستیم اشاره میکنم برگـَـتو بده یه لحظه، میگه تقلب می خوای؟
گفتم پ نه پ استاد گفت برگتـو بدی من تصحیح کنم )

حوا : آخه تو آدمی؟؟؟؟؟ – پَ نه پَ؛ تو آدمی! (بخشهایی از مکالمۀ آدم و حوا)

تلویزیون داشت یه مسابقه بسکتبال بین یه تیم از ایران و یه تیم از بلژیک نشون میداد
گزارشگر بعد از سکوت طولانی: کرمالله قاسمآبادی اصل… از ایران
من تو دلم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ از قاسمآباد بلژیک 

استاد بهم داده ۴ !! رفتم پیشش میگم استاد میشه چند لحظه وقتتون بگیرم….؟
میگه نمره میخوای ؟؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه امر خیر مزاحم شدم ، مارو به غلامی بپذیر!

زنگ زدم اداره مخابرات به زنه میگم خانوم ببخشید خط تلفن ما بوق نمیخوره،!
زنه میگه خرابه؟؟؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ سرما خورده صداش گرفته جیزی نمیگه.
زنه عصبانی شد بهم گفت فردا با مدرک شناسایی بیاید اینجا.گفتم بیام مخابرات؟
زنه گفت پـَـ نـَـ پـَـ برو داروخونه بگو تلفنم صداش در نمیاد بهش قرص بدید…

بردم داداشمو رسوندم کلاس، برگشتم…
مامانم میگه: رسوندیش؟
میگم: پ ن پ! انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه….!!

تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو می پرسه: دزد بود؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

بابای دوستم مرده بود یه عکس بردیم بدیم که اعلامیه چاپ کنن یارو عکسو دیده میگه مرده؟؟؟ گفتم پ نه پ خوب عکسو نگا کن ببین میشناسیش فراریه خودشو زده به مردن

رفتیم رستوران میگه میز میخواین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ رو زمین راحت تریم.فقط دو تا روزنامه بیار لباسامون خاکی نشه!!!

رفتم بستنی بخرم. صف واستاده بودن. یارو اومده میگه آقا صفه!!؟…پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوار دفاعیه واستادیم ضربه ایسگاهی بزنن…والاا

ماشینو بردم کارواش یارو میگه میخوای بشوری ؟
پَ نَ پَ آوردم فقط اتو کنم !

با ماشین رفتم کنار یه پیرزنه که کلی باردستشه! میگم : حاج خانوم جایی میرین؟ برسونمتون…
برگشته میگه: میخوای کمک کنی؟
پ ن پ! میخوام مخت رو بزنم !!!

بهش میگم نونوائی قیامت بود…میگه:یعنی شلوغ بود؟؟؟؟……میگم:پـَـَـ نــه پـَـَــــ گناهکارا رو مینداختن تو تنور..به نیکوکارا هم نونِ مجانی میدادن!!!!.. 

دارم قرص میخورم دوستم بهم میگه واقعا حالت بده؟
می گم پ ن پ
هوس اسمارتیس کردم نداشتیم دارم قرص می خورم!!!

طنز : تفاوت های دیدگاهی آقایون و خانم ها!!!

آینده:
برترین ها: یـک زن تــا زمانی که ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـ کـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج می کند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.

ازدواج:
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج می کند ولی تغییر نمی کند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج می کند که تغییر نکند، ولی تغییر می کند.

فیلم کمدی:
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال طنز شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه می کنند، و حتی ممکن است ادای شخصیت های سریال را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش می شوند.

ادامه نوشته

بزن باران

اس ام اس چهارشنبه سوری سال 1391

با یاد سرخی گونه هات…درخشش چشمات …

سوزانندگی لبهات…

داغی عشقت از رو آتیش میپرم

دوستت دارم آتیش پاره

چهارشنبه سوری مبارک

 

آتیشی که تو قلبم روشن کردی

هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !

” چهارشنبه سوری مبارک”


(بقیه در ادامه مطلب)
ادامه نوشته

آخــــــر و عاقبتِ زرنگ بازی ..!

یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی
به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود.
اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت
همینجا كارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه كنه.
جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میداد
یه اتفاق خیلی بدی افتاده! بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش
به محل تصادف فكری كرد و بعد فریاد زد:
بذارید رد شم... خواهش میکنم بزارید رد شم... من پسرشم! من پسرشم!
ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه الاغ ..!

مقایسه دختر و پسر ها در استفاده از عابر بانک (طنز)

آقا پسر ها :

1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

دختر خانم ها :

1- با ماشین میرن دم بانک.

2- به خودشون عطر میزنن.

3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

13- کد رمز رو وارد میکنن.

14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

15- کنسل میکنن.

16- دوباره کد رمز رو میزنن.

17- کنسل میکنن.

18- مبلغ درخواستی رو میزنن.

19- دستگاه ارور (خطا) میده.

20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

21- دستگاه ارور (خطا) میده.

22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23- پول رو میگیرن.

24- برمیگردن به ماشین.

25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

27- استارت میزنن.

28- پنجاه متر میرن جلو.

29- ماشین رو نگه میدارن.

30- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

31- از ماشین پیاده میشن.

32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذاره برای آدم)

33- سوار ماشین میشن.

34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

36- میندازن توی خیابون اشتباه.

37- برمیگردن.

38- میندازن توی خیابون درست.

39- پنج کیلومتر میرن جلو.

40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)

اینم از فروش قسطی آجیل

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  ajil.jpg
مشاهده: 0
حجم:  26.5 کیلو بایت

کاربردهای مختلف " مردن " در فرهنگ ما !!

برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گویی

اینم از درس خوندن ما

شوخی اما جدی

اینم یک لب تاپ اپل

داستان مصور از زندگی امروز ماست

روش جديد به سيخ كشيدن جوجه و كباب!

اولین مسابقه بوســـه در ایران ... جایزه مسابقه 10000000 تومان

نفر اول:10 میلیون تومان پول نقد برای نفر اول 
نفر دوم: امکان خرید 4 میلیون تومان مبلمان از نمایندگیهای مجاز مبلمان خاورمیانه 
نفر سوم: امکان خرید 3 میلیون تومان از لوازم خانگی ال جی با نمایندگی گلدیران 
نفر چهارم: سفر به کیش با همراه از طرف شرکت هواپیمایی هما 
نفر پنجم: یک دستگاه سولاردوم هدیه از طرف شرکت سامسونگ با ضمانت سام سرویس 
نکته: کاندیداهای اجرای مسابقه آمادگی خود را اعلام نمایند. واضح است که اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام نمایند 




سوژه مورد نظر برای خانمها 



سوژه مورد نظر برای آقایان 

لطفا دست نزنید ، قیمتش بالاست

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  balast.jpg
مشاهده: 13
حجم:  29.5 کیلو بایت

اندر احوالات دانشجویان 4

اندر احوالات دانشجویان 3

اندر احوالات دانشجویان 2

اندر احوالات دانشجویان1