شعار جالب هوادار گهر درود

92٪افراد اولین بار به این سوال پاسخ اشتباه میدهند!!!امتحان کنین**

قیافه دخترا وقتی باباشون بهشون پول میده برن خرید

با من ازدواج میکنی؟

زنده بتد خیار! طنز

آدمی صبح میشود بیدار


بعد صبحانه میرود سر کار


خوش به حالش که کار و نان دارد


کار و نان هست این زمان بسیار


مثل بسیار چیزهای دگر


مثلا گوجه و هویج و خیار


چه خیاری کشیده و قلمی


هیکلش چون جوان ورزشکار


عضلانی و صاف و بی چربی


شکمش گنده نیست مثل انار



نیست مثل هویج مخروطی


اولش راحت، آخرش دشوار


این خیار است و بی اصالت نیست


مثل گوجه فرنگی گلدار


اصل گوجه فرنگی از غرب است


یعنی از سرزمین استکبار


این خیار است و گل به سر دارد


بشتابید این ور بازار



مژده مژده! بزک نمیر آمد


کمبوزه با خیار فصل بهار


چه خیاری عجب خوشایند است


مثل لبخند مجری اخبار


چه خیاری که شور زندگی است


چون نمودار و وعده و آمار


شور جان در خیار شور ببین


پای تا سر تمام شور و شعار



این خیار است، صاف و ساده و رک


نیست در کار پچ پچ و اسرار


تلفن، گفت و گو، بده بستان


دوربین مخفی و کلیپ و نوار


اختلاس و تبانی و رشوه


بازی سکۀ طلا و دلار

این خیار اهل دود و منقل نیست


هیچ دودی نه پیپ نه سیگار


هر که از دود میکند دوری


سالم است و نمیشود بیمار


این خیار است سبز و سرزنده


پس بگوییم زنده باد خیار

نامه خنده دار غضنفر به زنش + (عکس)

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و

همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه
خلاصه
همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟

غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم.... 

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!

غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه
غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..

این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

+
+
+
+
+
+
شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده 

+
+


حال ترجمه از زبان همسرش

خط اول :حالت چه طوره زن ؟ 

خط دوم :بچه ها چه طورن ؟ 

خط سوم : مادرت چه طوره ؟ 

خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!! 

خط پنجم : فقط برگردم خونه.... 

خط ششم : می کشمت 

خط هفتم :غضنفر از آلمان... 

+

+

+

+

+

ها ها ها ها خوش تون اومد

اين نامه را حتما دو بار خواهی خواند

داستان كوتاهي كه پيش روي شماست يك قصه جادويي است كه حتما بايد دو بار خوانده شود! 
به شما اطمينان مي دهم هيچ خواننده اي نمي تواند با يك بار خواندن آن را رها كند! 


اين نامه تاجري به نام پائولو به همسرش جولياست كه به رغم اصرار همسرش به يك مسافرت كاري مي رود و در آن جا اتفاقاتي برايش مي افتد كه مجبور مي شود نامه اي براي همسرش بنويسد به اين شرح ... 


جولياي عزيزم!سلام 



بهترين آرزوها را برايت دارم همسر مهربانم. همان طور كه پيش بيني 



مي كردي سفر خوبي داشتم. در رم دوستان فراواني يافتم كه با آنها 



مي شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوري از تو 



را تحمل كرد. در اين بين طولاني بودن مسير و كهنگي وسايل مسافرتي 



حسابي مرا آزار داد. بعد از رسيدن به رم، چند مرد جوان 



خود را نزد من رساندند و ضمن گفت وگو با هم آشنا شديم. آنها 



كه از اوضاع مناسب مالي و جايگاه ممتاز من در ونيز مطلع بودند 



محبت هاي زيادي به من كردند و حتي مرا از چنگ تبهكاراني كه 



قصد مال و جانم را كرده بودند و نزديك بود به قتلم برسانند 



نجات دادند. هم اكنون نيز يكي از رفقاي بسيار خوب و عزيزم 



“روبرتو” كه يكي از همين مردان جوان است، انگشتر مرا به امانت گرفته 



و با تحمل راه به اين دوري، خود را به منزل ما خواهد رساند 



تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمينانت، جعبه جواهرات 



مرا از تو دريافت كند و به من برساند. با او همكاري كن تا جعبه 



مرا بگيرد. اطمينان داشته باش كه او صندوق ارزشمند جواهرات را 



از تو گرفته و به من خواهد داد؛ وگرنه شياد فرصت طلب ديگري جعبه را 



خواهد دزديد و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن، در رم مرا خواهد كشت 



پس درنگ نكن. بلافاصله بعد از ديدن نامه و انگشتر من در ونيز 



موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه كه در اين مساله به تو كمك كند. 



آخر تنها ماركو جاي جعبه را مي داند. در مورد دزد بعدي هم نگران نباش 



مسلما پليس او را دستگير كرده و آن قدر نگه مي دارد تا من بازگردم. 




نامه را خوانديد؟ اما بهتر است يك نكته بسيار مهم را بدانيد: 


پائولو قبل از سفر به رم با جوليا يك قرار گذاشته بود كه در اين مدت هر نامه اي به او رسيد، آن را بخواند، اما “يك خط در ميان”! 


حالا شما هم برگرديد و دوباره نامه را يك خط در ميان بخوانيد تا به اصل ماجرا پي ببريد!

با کدوم موافقید...؟

فکرشو بکن اگر میشد چی میشد!!!!!؟؟؟؟

فکرشو بکن اگر میشد چی میشد!!!!!؟؟؟؟


همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی؟


چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کنن.


شب خواب ببینی که یک ماه داری میری سر کار ،صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری.


پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن ، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن.


آخر شبها رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه.


... موهات"فر"باشه ، روش پیتزا بپزی


بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره.


زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام.


رادیو رو روی یه موج سه متری تنظیم می کردی می رفتی موج سواری.


ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب.


تو مطب نفر قبل از تو که میره تو اطاق دکتر، بری در بزنی بگی زود باش.


حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه.لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد ...؟


هر پشه ای وارد خونه ات بشه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی !؟


تو باغچه خونه ت درخت پیتزا داشتی !؟


توی کُشتی حریفتو خاک کنی یه فاتحه هم بخونی بری.


رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین !؟
با پرگار مثلث بکشی!؟


تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من" عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی!!!؟
شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه...؟


روی رادیو، تور بکشی بشه رادیاتور.


یکم از هوای اطراف وایرلستو بکنی توی کیسه. هر وقت اینترنت نداشتی یه سیم بندازی توش استفاده کنی.


درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی. خرما گردوئی بده !؟


رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن.


 واسه کاردستی مدرسه یه ساختمون هشت طبقه ی 32 واحدی اسکلت فلزی ببری.


یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش.


بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی..

روزگار ما

چه رسمی دارد این عالم

چه گرگهای که در این شهرند

که بی تردید نامردند

عصا از کور می دزدند

وفکر کردند هنر کردند

برنج یا بوگاتی!!!!!؟

الان هرکی از یه جایی رد بشه و یه کیسه

 برنج دستش باشه ملت طوری نگاش میکنن 

انگار بوگاتی سوار شده!!!!

در اون لحظه است که آدم احساس غرور میکنه!!!!

یه دعا میکنم بلند بگو آمین....بیا تو و آمین بگو...بدو

خدایا......صدامو بشنو....فقط یه چیز ازت میخوام اونم اینه که هیچ مردی رو شرمنده زنو بچش نکنی

 بخصوص تو این ایام که نزدیک عیده.... ای خدا هیچ سفره ای رو خالی نزار.....خدایا هیچ مردی رو

 شرمنده خانوادش نکن...آمین



کدومو تو دوران مدرسه تجربه کردی؟؟؟

بچه بودی اینکارو نمیکردی؟؟خجالت نکش راستشو بگو

عاقبت ماشین سواری خانم ها

آخر عاقبت پراید سواری دختران این میشه + عکس

حلق ازدواج


 
             

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید.

تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.

(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ

و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.

انگشت شصت نمایانگر والدین است.

انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .

به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .

سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.

انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند.

آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .

این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید.

انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.

دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم

(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.

احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.

به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

انگشت شصت نشانه والدین است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

مدان اونور آبی

تا حالا به این فکر کردین که چرا همیشه آقایون متلک می گن ، نه خانوم ها ؟

یا این که چرا همیشه آقایون دنبال ِ افتخار ِ آشنایی هستند ؟

جرج نیلکمن میگه : عموما ً خانومها به یک مرد فکر می کنن برای تمام نیاز ها ! ولی آقایون به همه ی خانوم ها فکر می کنن برای یک نیاز !

اینو من نگفتما این اجنبیا گفتن فکرم نکنی در مورد ما مردای ایرانی صادقه ها

ایرانیان....

خصلتهای جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت یونانی


هرودوت(۴۹۰-۴۲۵ پیش از میلاد)بزرگ‌ترین تاریخ‌نگار جهان باستان است که او را پدر تاریخ نیز دانسته‌اند.

هر چند در نگارش نبردهای ایران و یونان از هم‌زبانان یونانی خود پشتیبانی می‌کند، بخش مهمی از

تاریخ باشکوه ایران باستان از نوشته‌های او یا به کمک آن‌ها شناخته شده است. شناخت کنونی ما از

ملت‌های کهن دیگری مانند بابلی‌ها، مصری‌ها، فینیقی‌ها، نیز تا اندازه‌ی زیادی از نوشته‌های او به دست

آمده است. به نظر می‌رسد او نخستین کسی باشد که واژه‌ی هیستوری را به معنای تاریخ به کار برده

است

او درباره خصلتهای پدران ایرانیمان می نویسد:

ایرانیان دروغ را بزرگ‌ترین گناه می‌دانند، و وامداری را ننگ می‌شمارند، و می‌گویند و امداری از این‌رو بد و

ناپسند است که کسی‌که بدهکار باشد مجبور می‌شود که دروغ بگوید؛ از این‌رو همواره از ننگِ بدهکار

شدن می‌پرهیزند.

هرودوت می‌نویسد که ایرانیان معبد نمی‌سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی‌سازند. آنها خدای آسمان

را عبادت می‌کنند و میترا و اَناهیتا‌ و همچنین زمین و آب و آتش را می‌ستایند. 

ایرانیان به‌همسایگان احترام بسیار می‌گذارند، هرچه همسایه نزدیک‌تر باشد بیشتر مورد توجه است و

همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین‌تری از احترام متقابل قرار دارند.

ایرانیان هیچ‌گاه در حضور دیگران آب دهان نمی‌اندارند و این کار را بی‌ادبی به‌دیگران تلقی می‌کنند؛ آنها

هیچ‌گاه در حضور دیگران پیشاب نمی‌کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است.آنها هیچ‌گاه در آبِ

رودخانه پیشاب نمی‌کنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی‌اندازند؛ و اینها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن

آب جاری می‌شود گناه می‌شمارند

در میگساری تعادل را مراعات می‌کنند و هیچ‌گاه چنان زیاده‌روی نمی‌کنند که مجبور شوند استفراغ کنند

یا عقلشان را از دست بدهند.

ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می‌شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا می‌کنند و سفره‌های

گوناگون می‌کشند، گاو و گوسفند سرمی‌برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می‌کنند.