خدمت سربازی به روایت شعر

الا ای پادگــــان خشــک و ســوزان 
دل ما را تو باز کـــردی پریشــــان
دم دروازه شـــــهـر کــــه رســــیدیم 
صدای طـــبـــل و شیــپور راشنیدیم
همه گفتیم که این طـبل نظـــام است 
از این پس زندگی بر ما حرام است
به پادگان رفـــــتیمو محیطـــو دیدیم 
هــمه با هــم از جامــون پریـــدیـــم
تـو حــــین صحـبت و همــهـمــه ها 
یــــکــی آمــد بلند داد زد خـــبــردار
به خـط کردن تراشــیدن ســـــرم را 
لـــباس آشــــخوری کـــردن تـنـم را
لـــباس ســربازی فــانـوســخه داره 
دل ســربـاز هزار تا غـصـــــه داره
از آنوقت بود که آموزش شروع شد 
خوشــــی و شل بودن با هم تموم شد
شــــــب اول که دادن نــون خالــــی 
شـدم سرباز نــیـروی انتظـامـــــــی
شــــــب دوم زدن شاخـم شکـستـــن 
در اینجا یـقـــــلوی دادن به دســـتـم
شــــــب ســوم سر پست خوابـم آمد 
نــوازشــــهای مــــــــادر یادم آمـــد
چــرا مادر مرا بیست ســـاله کردی 
مــیـان پــادگـان آواره کـــــــــردی
خوشـــا روزی که من 5 ساله بودم 
درون کـــوچــــــه ها آواره بــــودم
بسوزد آنکه ســـربازی به پـــا کرد 
تمام مادران را چشم به راه کــــــرد
ار آنروزی که سربازی شروع شد 
ستم بر مـــا نـشد بر دخـتـران شــــد
بدو رو میبرن مـا را به مـــیــــدان 
پا مــرغی میارن ما را به گـــــردان
درخـــت پـــادگـان رنگ بــلـــوره 
قـــدم آهـسـته تو مـیـدون بــــه زوره
بسوزد پادگان خشـــک و خالـــــی 
بـیـگــــــــاریش کــرده ما را فراری
نوشتم نامـــــه ای با برگ چایــــی 
کــــــــلاغ پر میروم مـــادر کجایــی

بدون شرح!!!!!!!!!!!!

دریا، دریا دکل می‌کاریم                                                                              

زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند      

کندوها پر از قیر شده‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند                                                 

چه سعادتی!

داریوش به پارس می‌نازید              

ما به پارس جنوبی!

نیروی جاذبه 

شاعران را سر به زیر كرده است

تمام سیبها افتاده‌اند

و نیوتن، پشت وانت 

سیب‌زمینی می‌فروشد

مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار می‌گذارند

بعد آگهی استخدام می‌زنند

بچه‌های وظیفه، یا شاعر شده‌اند یا خواننده!

در خانه ما، كسی بیكار نیست

یكی فرم پر می‌كند، یكی احكام می‌خواند

مادر! مدام نق می‌زند:

مرده‌شور ریختت را ببرد

چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟

تعطیلات نوروز به کجا برویم

پدر از بی‌پولی گفت و قسط‌های عقب‌مانده

مادر از سختی راه و بی‌خوابی و ملافه و حمام

ساعت شد 12 نصف شب

گفتیم برویم سر اصل مطلب

یکی گفت برویم شیراز

دیگری گفت نه‌خیر مشهد

ساعت شد 5 صبح

مادر گفت بالاخره کجا برویم

پدر گفت برویم بخوابیم!

جهان در اول دایره بود

بعد ذوزنقه شد

تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشینیم

و برای هم پاپوش بدوزیم!

من تعجب می کنم

به گزارش خبرگزاری پارس؟

میراث فرهنگی به وزارت نیرو پیوست

بانک پاسارگاد- شعبه تخت جمشید

وام ازدواج می دهد

به همت کارشناسان داخلی

مقبره کوروش به جکوزی مجهز می شود

رخش،گاری کشی می کند

رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد

سهراب ،ته جوب به خود پیچید

گردآفرید،از خانه زده بیرون

مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند

ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد

وای...

این پارک پارکینگ می شود

این درخت ،تیر برق

این زمین چمن ، آسفالت

و من که امروز به اصطلاح شاعرم

روزی یک تکه سنگ می شوم

با لوح یادبودی بر سینه

درست،وسط همین میدان

در راه کشف حقیقت

سقراط به شوکران رسید

مسیح به میخ و صلیب

ما نه اشتهای شوکران داریم

نه طاقت میخ و صلیب

پس بهتر است بجای کشف حقیقت

برگردیم و کشکمان را بسابیم

صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زده ایم





قورباغه ی ناشنوا

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه، این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر، دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید. چون نمی توانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه، تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار. اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد. وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:«مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟» معلوم شد قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرده دیگران او را تشویق می کنند.

یخچــال (جـالب)

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!

داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! …

وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و…

آخه موجود اینقدر سنگ صبور !!؟

اینقدر محترم؟ اینقدر با حوصله ؟ اینقدر با شخصیت!!!

: خطوط متروهای شهر های مختلف

Inline image 1

پـَـَـ نــه پـَـَــــ


سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!



رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!! 



رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!! 



کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.

تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم میخوای گاز بزنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من میخوام لیس بزنم !



رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.


رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد


رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم



رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده



دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم



تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال


به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره...
میگه، به سلامتی مسافرین؟...

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش


رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه



رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه



رفتم سم بخرم واسه سوسك، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگیرم!!!



دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!



به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟

گفتم 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم

یارو اومده میبینه همكارم توی اتاق نیست. باز میپرسه خانم فلانی نیست؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون كمد. با خطكش بزن در بیاد

مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن



حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من داركوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز كنم برم تو



رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!



زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران



حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه میخوای آب بخوری ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم میخوام بهشون آب بدم



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!



با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...



رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.



دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم

یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم



داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!



رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!



میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم...
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری



دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...



رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم



زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن، میگه خاک تو سرم پلیس؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران! 


طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم! 

به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم! 



به رفیقم میگم چه خوب میشه اگه جور شه واسه جامِ جهانی بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی میکنه، اسپانیا مهاجمِ خوب میخواد...!!!



میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستم خودشو پیدا کنم یه خانوادهای رو از نگرانی در بیارم!!!



به استاد میگم لطفا كمكم كنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكی كه باید بریزم تو سرم میخوام!



سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد



مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه

دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره



به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ساعت 23:59:59 ثانیه امشب!!!



میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!



دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بش میگه دوستت بینی عمل کرده؟

گفتم پ
پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!


دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!

دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند



تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم



برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟

خانم آشپز:پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم


در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!



می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره! 



پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟

میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم 



نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ باده اون ور صورتم خوابیده!!! 



اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!

میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!

این از اوناشه

 

می خوام دادماد بشم نظر شما چیست؟

یعنی این عکس آخرشه :))))

قوانین 1

۱)دقیقا اون زمان که راننده تاکسی می خواهید سبقت بگیره حتما یه مسافر هست که بگه: آقا پیاده می شم!!! 

۲)هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای!!! 


۳)اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری!!! 


۴)اونی که بیشتر از همه دوستش داری، عاشق اونی میشه که بیشتر از همه ازش تنفر داری!!! 


۵)کافیه یه بار تو کلاس، خونه یا مهمونی عطسه کنی تا ۶ قرن بعد هرکی مریض میشه و تورو می بینه میگه من از تو گرفتم!!! 


۶)وقت نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره!!! 


۷)واژه های «جون مادرت!» دقیقا وقتی از دهنت می پرن که طرف مقابلت مادرش رو از دست داده!!! 


۸)هر وقت می خوای انگلیسی تایپ کنی کیبورد رو فارسیه و وقتی میفهمی که جمله رو تا آخر تایپ کردی!!! 

۹)همیشه وقتی می خوای «ست» بپوشی، یه تیکش تو رخت چرکاست!!! 


۱۰)پریدن فیوز برق با حساسیت مسابقه فوتبال رابطه مستقیم داره!!! 

۱۱)تمام ماه ظرفاتو می شوری، خشک می کنی، میذاری تو کابینت، درست روزی که مامانت میاد بهت سر بزنه کلی ظرف نشسته داری، پاک آبرومت میره!!! 


۱۲)هروقت همه چیز زندگیت سرجاشه، یه چیزی رو جای اشتباه گذاشتی که بعدا صداش درمیاد!!! 


۱۳)همیشه هوس همون غذایی رو می کنی که تو یخچال نیست!!! 


۱۴)میزان سنگ توی غذا با دندان های خراب و سست رابطه مستقیم دارد!!! 


۱۵)هر وقت میای در کنسرو ماهی رو باز کنی حلقه اش کنده می شه!!! 


۱۶)اگر تو یه اتوبوس پنجاه تا از بهترین نوع صندلی وجود داشته باشه، همیشه اون داغون داغونه سهم تو میشه!!! 


۱۷)اینترنت همیشه پرسرعت کار میکنه مگر اینکه شما کار مهم و واجبی داشته باشید!!!


۱۸)همیشه ۹۹ درصد اول سریع دانلود میشه، یک درصد آخر قطع میشه!!!


۱۹)فاصله شما با گیت سالن پرواز رابطه مستقیم داره با وزن باری که حمل می کنید و رابطه عکس داره با زمان باقی مانده تا پرواز!!!


۲۰)دقیقا وقتی داری با بابت راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی، تلویزیون یه برنامه پخش می کنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین!!!


۲۱)وقتی تزریقاتی ازت پرسید کی پنی سلین زدی فرقی نمی کنه که بگی ۶ سال، ۶ ماه، یا حتی ۶ ثانیه پیش، چون اون هوس کرده ازت تست بگیره و تو بیشتر درد بکشی!!!

تمبلی تا کجـــــــــــــا...!

ما چه قدر زود باور هستیم...............!

دانشجویی که سال اخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.او در پروژه 
از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی((دی هیدروژن منو کسید)) 
توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود: 
1-مقدار زیاد ان باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود. 
2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است. 
3-وقت به حالت گاز در می اید بسیار سوزاننده است. 
4-استنشاق تصادفی ان باعث مرگ فرد می شود. 
5-باعث فرسایش اجسام می شود. 
6-حتی روی ترمز اتومبیل ها اثر منفی می گذارد. 
7-حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت می شود. 
از 50 نفر فوق 43 نفر دادخواست را امضا کردند.6 نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر 
می دانست که ماده شیمیایی((دی هیدروژن مو نو کسید)) در واقع همان اب است! 
عنوان پروژه دانشجوی فوق ((ما چقدر زود باور هستیم)) بود.

این عدالت است؟؟!!!!!!!!!!!!!!11

 

انواع خر

بدون شرح....!!!!!

مصاحبه با یک دوجنسه ایرانی!!؟(اگه نخونی از دست دادیش)  


ادامه نوشته

درد دل یا خدا

گفتم خدایا دلگیرم گفت : حتی از من ؟
گفتم : خدایا دلم را ربودند ! گفت : پیش از من ؟
گفتم : خدایا چقدر دوری ! گفت : تو یا من ؟
گفتم : خدایا تنهاترینم ! گفت : پس من ؟
گفتم : خدایا کمک خواستم ! گفت : از غیر من ؟
گفتم : خدایا دوستت دارم ! گفت : بیش از من ... ؟